ارزش و اهمیت "وقت" بعنوان بزرگترین و گرانبها ترین سرمایه انسان بر کسی پوشیده نیست. به خصوص در عصر حاضر با توجه به سرعت روز افزون علم و فناوری، وقت و زمان برای انسان عاقل و خردمند یک فرصت استثنائی و طلائی به حساب می آید. اگر چه درضرب المثل های ما ایرانیان است که می گویم: "وقت طلاست" اما گوئی این طلا نزد ما عیار چندانی ندارد. اتلاف و به هدر دادن وقت و زمان به عوامل متعددی بستگی دارد. گاهی ما خود بنا به دلایلی وقت ارزشمند مان را به رایگان از دست میدهیم و یا به درستی از آن استفاده نمی کنیم و گاهی نیز دیگران مسبب و عامل اتلاف وقت ما می شوند که در این نوشتار به این مهم اشاره ای کوتاه خواهد شد.
متاسفانه درد مزمن و دیرین وقت نشناسی نه تنها در مردمان جامعه، بلکه در برخی از مسئولان و مدیران کشور نیز وجود دارد که برای روشن شدن موضوع ، نمونه هائی از این دست را که بنده خود مبتلا به آن شدم، برایتان بازگو خواهم کرد.
نمونمه اول:
به منظور یک قرار کاری به دفتر یکی از مدیران تماس گرفتم . آقای منشی زمانی را در یکی از روزهای آخر هفته تنظیم نمودند. روز مقرر دقایقی زودتر به محل ملاقات (دفتر مدیر آن سازمان) رفتم. آقای منشی گفتند: فعلاً چند لحظه باید منتظر باشم. چند لحظه تبدیل شد به چندین دقیقه. از منشی پرسیدم مگر وقت قبلی اعلان نشده بود فرمودند چرا؟ آقای معاون محترم سازمان کار بسیار مهمی داشتند و با مدیرسازمان در حال مذاکره هستند. قدری صبر کنید بعد در خدمت شما خواهیم بود. قدری صبر یعنی دقیقاً یک ساعت هدر رفتن وقت بنده!با توجه به اینکه ساعت ملاقات قبلاً هماهنگ شده بود.
نمونه دوم:
دعوت نامه ای به بنده داده شد تا در جلسه ای (مهم) شرکت کنم. راس ساعت مقرر در محل برگزاری جلسه حضور پیدا کردم. وارد سالن جلسه شدم. هیچ کس در سالن حضور نداشت. ابتدا فکر کردم شاید زمان دیگری باید مراجعه می کردم. به بیرون از سالن آمدم فردی را پیدا کردم و از وضعیت جلسه جویا شدم. او تایید کرد و گفت : آری جلسه همین امروز همین ساعت و در همین مکان است ولی تا حضور دیگر اعضاء باید اندکی صبر کرد. اندکی صبر یعنی یک ساعت و نیم تاخیر!!
گویا وقت شناسی در اینجا نه تنها برای من مفید نبود و ارزش تلقی نشد بلکه باعث اتلاف وقت شد و دیگر آنکه اساساً بین بنده که به موقع درآن جلسه حاضر بودم و دیگرانی که با تاخیرحاضر شدندهیچ تفاوتی وجود نداشت.
نمونه سوم:
برای یک موضوع کاری به دفتر یکی از موسسات تماس گرفته شد. برای دو هفته آینده و در یکی از روزهای هفته، ساعت 8 صبح قرار ملاقات تنظیم شد. روز مورد نظر راس ساعت و حتی چند دقیقه ای زودتر در دفتر ایشان حاضر شدیم. خانم منشی ابتدا با عذر خواهی گفتند: جناب رئیس هنوز تشریف نیاوردند، قدری صبر کنید. طبق معمول نشستیم و قدری صبر کردیم . نیم ساعتی گذشت.
خانم ببخشید آقای رئیس تشریف نمی آورند؟ گفتتند : چرا ! چرا ! جلسه مهمی پیش آمده بود به زودی تشریف می آورند.
یک ساعت بعد : ببخشید خانم ما فرصت زیادی نداریم و از خدمت شما مرخص می شویم. خانم منشی گوشی تلفن را برداشتند و به آقای رئیس زتگ زدنند. بعد از اتمام مکالمه رو به گروه ما کردند و گفتند: آقای رئیس در راه هستند و به زودی می رسند،عذر خواهی کردند و فرمودند حضور داشته باشید تا تشریف بیاورند.
تا آمدن آقای رئیس ساعتی دیگر هم گذشت. ملاقات با دو ساعت و نیم تاخیردر دفتر آقای رئیس همراه با عذر خواهی ایشان آغاز شد.
نمیخواهم این عادت ناخوشایند را بعنوان یک فرهنگ غلط ایرانیان نام ببرم. چرا که در فرهنگ اصیل ایرانی همواره بر وقت شناسی تاکید بسیار شده است و آن را می توان به خوبی درکلام شاعران بزرگ ایرانی در ضرب المثل ها ودر رفتار و کردار بزرگان این مرز بوم مشاهد کرد. حتی در دین مبین اسلام نیز به وقت و وقت شناسی توجه بسیار شده است و ازآن بعنوان یک فضیلت بزرگ و یک ارزش انسانی نام برده میشود.
پیامبراسلام و ائمه معصومین بسیار انسان ها را به اغتنام در وقت و تلاش در هدر ندادن آن توصیه می نمودند.در کلام معصومان دین ماست که : "سخت ترین غصه ها از دست رفتن وقت و فرصت است." ولی متاسفانه این عادت بد در رفتار برخی وجود دارد وتبعات منفی هم به همراه دارد. که از جمله تبعات وقت نشناسی(مسئولان و مدیران) ضایع شدن وقت دیگران است.که آن نیز خود گناهی است بزرگ. آیا واقعاً می توان با یک عذر خواهی زمان به هدر رفته انسان ها را به آنان باز گرداند؟!
رضا عموزادی - http://rezaamoozadei.mihanblog.com