ارسال به دوستان
 
4 دليل سکوت کارمندان
اگر شما هم به مانند بسياري از مديران به خود مي‌باليد که درِ اتاق خود را به روي کارمندان باز گذاشته‌ايد و راه‌هاي بسياري براي برقراري ارتباط آنان با خود مهيا کرده‌ايد، اگر باور داريد که بيشتر افکار نفرات سازمان خود را مي‌شناسيد، «به هر حال کارمندان با صحبت در جلسات، گپ زدن‌هاي کوتاه در راهرو‌ها و ارسال ‏e-mail‏ با شما ارتباط برقرار مي‌کنند!» بايد بدانيد که آن چيزي را که بايد بشنويد نمي‌شنويد و آن‌قدر که بايد بشنويد نمي‌شنويد.
کد خبر: 10632
تاریخ درج: 
29 /تیر /1389

به گزارش روزنامه الكترونيك دانش و فناوري ـ ستنا، نويسندگان مقاله‌اي در آخرين مرحله از تحقيقات ارزشمند خود با موضوع «سکوت سازماني» به بررسي شش سؤال در تحقيق سالانه ملي اجتماعي دانشگاه ‏Cornell‏ پرداختند تا دليل خودداري پرسنل از اظهارنظر را بيابند.

باور عمومي بر اين است که کارمندان هنگامي سکوت مي‌کنند که احساس مي‌کنند اظهارنظرشان باعث ايجاد دردسر مي‌شود. ولي جالب است بدانيم که عمده دليل مشترک اظهارنظر نكردن، نوعي احساس درخصوص اعلام نظراشتباه است تا هراس از عواقب انتقام‌گونه آن.

در همين زمينه و از آنجايي که کارمندان بعضاً به اظهار نظر هم مي‌پردازند، اغلب رؤسا از وجود خود سانسوري نزد کارمندانشان بي اطلاع هستند. به زعم اين دسته از رؤسا آنها آن چيزهايي که لازم است را مي‌شنوند در حالي که عملاً آنها مواجه با اظهارنظر نكردن کارمندانشان هستند.

اوقاتي را به ياد آوريم که خودمان نيز از اظهار نظر خودداري کرده و ترجيح داده‌ايم سکوت اختيار کنيم. يقينا ً مواقع متعددي را مي‌توانيم مثال بزنيم در حالي که شايد سعي کرده باشيم با ساده لوحي به توجيه اين رفتار خود بپردازيم: «من زياد صحبت مي‌کنم ولي نه در مورد اين موضوع خاص يا نه در اين زمان خاص يا نه با يک مدير خاص».

ترکيب کارمندان بي‌حرف و رؤساي فراموشکار باعث جلوگيري از هر انتقاد سازنده مي‌شود يا به بيان ديگر باعث آشکار نشدن حقيقت مي‌شود. مهم‌تر اينکه اين ترکيب مانع از ظهور ايده‌هاي خوب در سطح سازمان مي‌شود.

اطلاعات جمع‌آوري شده از 439 نفر از کارمنداني که مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند به گروه نويسندگان اين مقاله کمک کرده است تا بتوانند چهار باور مشترک مديران درخصوص چرخش اطلاعات و ايده‌ها در ميان نفرات ستادي و صف را مشخص كنند.

باور اول: خانم‌ها و کارکنان غير متخصص در مقايسه با آقايان و کارکنان متخصص کمتر اظهارنظر مي‌كنند. دليل اين امر نگراني آنها از عواقب اظهار نظر خود و يا اظهارنظر اشتباه است.

نتيجه تحقيق: هيچ تفاوتي قابل اتکا از نظر آماري ميان کارمندان زن و مرد با تحصيلات مختلف و سطوح درآمدي متفاوت درخصوص اظهارنظر نكردن به دليل ترس از اظهارنظر اشتباه وجود ندارد.

باور دوم: اگر کارمندان سازمان من به راحتي با من صحبت مي‌کنند، پس اظهارنظر آنان بدون پرده است.

نتيجه تحقيق: 42 درصد از پرسش شوندگان اعلام کرده‌اند که هر چند آنان هرازگاهي با مدير خود صحبت مي‌کنند ولي هنگامي که احساس مي‌کنند اظهارنظرشان عايدي نخواهد داشت، يا ممکن است باعث از دست دادن امتيازي شود از به اشتراک گذاشتن نظرات خود صرف‌نظر مي‌کنند.

باور سوم: اگر کارمندان سازمان من اظهارنظر نمي‌کنند، بدين معناست که علي‌رغم تمامي تلاش‌هاي مديريت احساس امنيت ندارند.

تنيجه تحقيق: اين درحالي است که 25 درصد از پرسش‌شوندگان اعلام کرده‌اند که اظهارنظر نكردن آنان درخصوص مطالب جاري به دليل صرفه جويي در وقت است تا ترس از عواقب آن.

‏باور چهارم: فقط موضوعاتي که کارمندان به اظهارنظر درخصوص آن نمي‌پردازند موضوعاتي چون فعاليت‌هاي غيراخلاقي و يا غيرقانوني است.

نتيجه تحقيق: حدود 20درصد از پرسش‌شوندگان عنوان کرده‌اند که ترس از عواقب اظهارنظر باعث شرکت نكردن در پيشنهاد دادن در خصوص موضوعات روزمره و ارتقاي وضع است. اين نوع سکوت روزمره باعث مي‌شود که مديران به اطلاعاتي که لازم است بدانند تا مشکلات بزرگتر را پشت سر بگذارند دسترسي نداشته باشند. اين امر باعث کاهش کارآيي و درنتيجه پسرفت سازمان مي‌شود.

‏منبع: مجله ‏Harvard Business Review‏ شماره ژوئن 2010

‏برگردان: آندره ميكائيلي‏
 در همین زمینه بخوانید...
 نظرات کاربران:
نام:
ایمیل:
نظر:
سامسونگدنیا کالاموسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانیجشنواره وبلاگ های بانکی ایراناداره بهزیستی آران وبیدگل
كليه حقوق محفوظ و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي و توليد: "تلان"