آغاز ماجرا
هیأت دولت در تابستان سال 1385 شمسی بود که علاقه خود را به خروج دفاتر شرکتها، مؤسسات و سازمانهای مختلف از پایتخت نشان داد.
برنامهریزی گستردهای صورت گرفت و تبادلنظر درخصوص انتقال مؤسسات، سازمانها و نهادهای مختلف آغاز شد اما به دلیل معضلات و مشکلات متعدد پایانی تلخ یافت و با موفقیتی بسیار اندک، ادامه کار مسکوت ماند.
اما در سالجاری بار دیگر بحث انتقال مجدد وزارتخانهها، سازمانها و نهادهای کشور دیگر بار شدت گرفت.
معاونت نوسازی و تحول اداری ریاست جمهوری مسئول برنامهریزی برای جابهجایی کارکنان دولت به خارج از استان تهران شد. سایت اینترنتی با نام انتقال دات آیآر آغاز به کار کرد و ثبتنام کارمندان دولت آغاز شد.
بسیاری از شرکتها و سازمانهای دولتی سرگرم بررسی مطالعه اوضاع و چگونگی انتقال بودند که ناگهان حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری اعلام کرد به زودی این سازمان به استان قزوین نقل مکان خواهد کرد. سخنان رئیس سازمان میراث فرهنگی موجی از نگرانی در میان کارکنان این سازمان ایجاد کرد. اما پس از مدتی اعلام شد انتقال به قزوین منتفی است. سازمان به استان اصفهان نقلمکان خواهد کرد.
علاقه به رشد گردشگری
حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری در ابتدای فعالیت خود در این سازمان اعلام کرد: آمار گردشگری را در کشور افزایش خواهد داد. اما هرگز کسی گمان نداشت رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای تحقق قول خود دست به اقدامی عجولانه و بیبرنامه بزند.
رئیس این سازمان با انتقال بخشی از این سازمان به استان اصفهان تلاش دارد آمارهای 70میلیونی خود در زمینه گردشگران را به 140میلیون افزایش دهد.
کارمندان؛ بلاتکلیف و نگران
احمد بزرگیان، معاون رئیسجمهور وعده داده بود در آغاز دفاتر نهادها و سازمانها منتقل شده و پس از آن امکان انتقال کارکنان فراهم میشود.
به گفته وی، بحث امنیت اشتغال افراد و حفظ شرایط کاری مدنظر است تا خروج شرکتها و کارکنان آنها با دغدغه همراه نباشد.
کارمندان این سازمان به انتقال به استان اصفهان معترضاند و اعلام کردهاند که امکانات مناسب برای زندگی آنها وجود ندارد.
یکی از کارکنان پژوهشگاه میراث فرهنگی که شبانه جمعآوری و پلمپ شده اموالش به طرز عجیبی به اصفهان منتقل شده به «خبر» میگوید: «من و همسرم کارمند دو معاونت مختلف این سازمان هستیم به ما گفتهاند هر کدام به شهرهای اصفهان و شیراز منتقل شدهایم و نمیتوانیم کنار همدیگر باشیم.»
او میافزاید: «آقای بقایی اول بار اعلام کرد تا زمانی که از دست سازمان حکم استخدام نگرفتهاید به جایی نروید. من و همسرم صبر کردیم اما خبری نشد. پس از مدتها انتظار وعدههایی از جمله افزایش حقوق 400 هزار تومانی، حق مسکن، حق ایاب و ذهاب، حق اولاد و... اعلام کردند حق هیچگونه اعتراضی وجود ندارد و قراردادها ما هیچ تغییری نکرده و باید با شرایط فعلی مشغول به کار و فعالیت شویم.»
کارمند سازمان میراث ادامه میدهد: کار و فعالیت با شرایط فعلی در استان اصفهان قابل تحمل است اما جدایی از همسر موضوعی است که نمیتوان تحمل کرد.
به نظر میرسد انگیزه اصلی دولت برای انتقال نهادها، سازمانها و وزارت خانهها به خارج پایتخت وجود بحران جمعیتی است.
اما عدم برنامهریزی، کارشناسی و مطالعه دقیق طرح و امکانات کشور سبب شده معضلات مختلف از جمله تخریب زیستبومها، تشدید آلودگیها، عدم امنیت شغلی و روانی، افزایش استرس و... در کشور گسترش یابد.
اول مطالعه بعد اجرا
در اکثر کشورهای جهان دولت قبل از اجرای هر برنامهای مدتها درباره آن مطالعه کرده و از شرکتها و مؤسسات مختلف یاری میگیرد. متأسفانه این رسم پسندیده در کشور به فراموشی سپرده شده و هنوز دولتمردان و مدیران دستگاه اجرایی کشور تن به آزمون و خطا میدهند.
بسیاری از متخصصان بارها اعلام کردهاند مهمترین عامل افزایش جمعیت پایتخت کشور ورود جمعیت مهاجر به این شهر است.
ابتدا باید به این معضل پرداخت و پس از آن شرایطی فراهم کرد تا وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات مختلف از کلانشهر تهران خارج شوند.
کارمند سازمان میراث فرهنگی به «خبر» میگوید: «بسیاری از همکاران سازمان پس از مدتها مطالعه به آقای بقایی، رئیس سازمان اعلام کردند ورود جمعیت مهاجر به تهران از جمله یک میلیون افغان در این شهر سببساز بحران جمعیتی است نه خروج کارمندان پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی.»
شایان ذکر است وجود ساختار متمرکز اداری در پایتخت نتیجه و معلول سیاستهای اشتباه و غلط گذشته است. باید با مطالعه و بررسیهای لازم شرایط انتقال مناسب نهادهای مختلف را به شهرهای دیگر کشور فراهم کنیم.