در زبان فارسي اين مثل در كنار اصطلاحهاي گفتاري چون ”لقمه بزرگتر از دهان گرفتن” يا ”با يك دست شش هندوانه بلند كردن”، حكايت اشخاصي است كه با وجود ناتواني در انجام يك كار معمولي و ساده درصدد هستند تا اين كار را در ابعادي پيچيده گستردهتر و سنگينتر از حالت عادي آن انجام دهند.
تصميم اخير هياتمديره كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور در خصوص تصويب و راهاندازي يك سايت مجازي براي مطرح شدن مشكلات كارگران نيز ميتواند با اين حكايت مرتبط باشد و به روز بودن اين مثل فارسي را ثابت كند.
روز گذشته برخي رسانهها به نقل از نايبرئيس هياتمديره كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور ضمن تاكيد دوباره برجايگاه كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور در ميان نهادهاي صنفي كارگري و چگونگي نحوه تشكيل و فعاليت آن درحالي از برنامهريزي و تصويب طرح راهاندازي يك سايت مجازي براي رفع دغدغهها و مشكلات كارگران خبر دادند كه هيچ اشارهاي به پيگيريهاي اين كانون عالي براي حل مشكلات فعلي كارگران نشد.
در نگاه اول اين اقدام خيرخواهانه و عامالمنفعه هياتمديره كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور جاي تقدير فراوان دارد، زيرا پيدا است كه اعضاي هياتمديره اين نهاد كارگري به عنوان عاليترين مقامها، فعالان و نمايندگان كارگري كشور هنوز هم براي حل مشكلات و دغدغههاي صنفي-حقوقي كارگران ايران تلاش ميكنندو بر همين اساس قصد دارند تا درچارچوب در قالب دولت الكترونيك يك سايت مجازي براي ثبت، پيگيري و درنهايت برطرف شدن مسائل و حقوقي، صنفي و قانوني كارگران ايران بر روي فضاي اينترنت ايجاد كنند.
اما از نگاه ديگر و از ديدگاه كساني كه در چند سال اخير تا حدودي در جريان اخبار كارگري ايران قرار دارند؛ اين تصميم كانون عالي شوراهاي اسلامي كار يك اقدام كلي و سربسته است كه اگر جزئيات مربوط به چگونگي ثبت و پيگيري آن بهطور شفاف مشخص نشود؛ فرقي با باد هوا نخواهد داشت.
كافي است كه تنها به آرشيو چند سال گذشته اخبار كارگري كه در روزنامه كار وكارگر وخبرگزاري كار ايران(ايلنا) و ساير رسانههاي خبري منتشر شده مراجعه و مشخص شود:
1- در ايران چه تعداد از كارگران بيمه نشدهاندو تكليف آنها چيست؟
2- چند كارگر به دليل پرداخت نشدن حق بيمه و يا نقص پرونده كسر سابقه دارند؟
3- كدام كارگران در اين سالها با تعطيل شدن كارخانه به امان خدا سپرده شدهاند؟
4- سرانجام كارگراني كه بابت مطالبات معوقه خود در اداره كار و اجراي احكام دادگستري سرگردان بودند چه شد؟
5- آيا كارگران قراردادي پيماني فلان شركت يا موسسه توانستند كاري براي خود پيدا كنند؟ يا هنوز بيكار هستند؟
6- آخرين تجمع كارگران تازه اخراج شده آن كارخانه واگذار شده به بخش خصوصيسازي براي دريافت مطالبت و يا تشكيل نهاد صنفي به كجا رسيد؟
7- اعتراض كارگران و نمايندگان آنها به پايين بودن دستمزد، كمكاريهاي احتمالي سازمان تامين اجتماعي و وزارت كار در برابر عدم اجرا و يا تغيير قانون كار و تامين اجتماعي به كجا رسيد؟
8- سرنوشت خانواده تمامي اين كارگران بخت برگشته چهشد؟
بدون شك راهاندازي يك سايت اينترنتي براي ثبت و ماندگار شدن مشكلات كارگران ايران و پيگيريهاي انجام شده؛ اقدامي خوب و پسنديده است و ثابت ميكند كساني كه امروز در عاليترين تشكل صنفي كارگري ايران حضور دارند تا چه اندازه در مقابل برطرف شدن مشكلات كارگران خود را مسوول ميدانستند اما خوب است قبل آنكه از چنين سايتي راهاندازي شود، هيات مديره كانون عالي شوراهاي اسلامي كار بدون هرگونه وعدهدادن، فرافكني و كليگويي از قبيل ”موضوع در دست بررسي است و جلسات كارشناسي خوبي با نمايندگان دولت و كارفرما داريم ”، ”كارگران مطمئن باشند؛ ما تلاش خود را تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه خواهيم داد” و يا ”اين مسئله به نمايندگان قبلي مربوط ميشود” پاسخگوي كارگران و يا به عبارتي موكلان خود باشند.
پرواضح است كه بحرانهاي كارگري ايران اگر در چند سال اخير اگر بدتر نشده باشد بهتر نيز نشدهاست به ويژه آنكه بحران وقوع اخير اقتصادي در دنيا و كمبود نقدينگي در ايران امروز همچنان از عوامل تشديدكننده مشكلات كارگري هستند و چنانچه محمد جهرمي كه هنوز در كابينه دولت بركرسي وزارت كار تكيه زده است در تازهترين اظهاراتش از احتمال ادامه افزايش بيكاري تا پايان تابستان سال جاري خبر ميدهد.
گوش شيطان كر؛ قصد استهزاء و به تمسخر گرفتن هيچ شخصي در ميان نيست. فرض ميكنيم كه همه خوبها بر مسند تصميمگيري تكيه زدهاند و از سر دلسوزي كار ميكنند اما وقتي كه هنوز عاقبت مشكلات و دغدغههاي كارگراني كه در اين چندساله در لابهلاي اخبار روزنامهها و خبرگزاريها مطرح شده است نامشخص است؛ چگونه ميتوان نسبت به راهاندازي يك سايت مجازي اختصاصي براي ثبت مشكلات كارگران خوشبين بود.
شايد درست در اينجاست كه مثل ” قاچ زين را بچسب اسبسواري پيشكش” در كنار مثلها و عبارات مصطلحي از اين دست معني پيدا ميكنند.
مثلهايي كه به همراه متون نظم و نثر برجاي مانده از شاعران و نويسندگان گذشته و حكاياتي كه طي چند قرن سينهبهسينه از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و امروز بخشي از ميراث كهن فرهنگ ايراني و ادب فارسي را تشكيل ميدهند.
به عبارتي شايد بهتر باشد هر از گاهي از ناكارآمديهاو بلند پروازيها نيز تشكر شود چون اگر فاقد هر مزيتي كه باشند حداقل اين خاصيت را دارند كه با شندين و يا خواندنشان هر ازگاهي به ياد بياوريم فارسي شكر است.
پانيد فاضليان