ارسال به دوستان
 
رابطه حذف صفر از اسكناس ها با تورم
از زمانى كه براى اولين بار موضوع حذف چند صفر از واحد پول ملى به منظور كاستن از آثار ناخوشايند نزول ارزش و كاهش قدرت خريد آن به طور جدى در رسانه ها مطرح شد تا امروز كه به نظر مى رسد اين تصميم به مراحل اجرايى خود نزديك مى شود، نظرهاى گوناگونى در باب تاثير اين امر بر تورم ابراز شده است.
کد خبر: 4321
تاریخ درج: 
11 /بهمن /1388


كارى كه برداشتن چند صفر از جلوى عدد اسكناس ها مى كند هم درآمدها و هم هزينه ها را به يك نسبت كوچك مى كند. از زمانى كه براى اولين بار موضوع حذف چند صفر از واحد پول ملى به منظور كاستن از آثار ناخوشايند نزول ارزش و كاهش قدرت خريد آن به طور جدى در رسانه ها مطرح شد تا امروز كه به نظر مى رسد اين تصميم به مراحل اجرايى خود نزديك مى شود، نظرهاى گوناگونى در باب تاثير اين امر بر تورم ابراز شده است. حتى اگر در بادى امر چنين بنمايد كه تنها برداشتن چند صفر از جلوى واحد پول مى تواند گامى در راستاى كاهش نرخ تورم باشد، منطق اقتصادى اين امر را ناممكن مى داند.

از آنجا كه در چند روز اخير دوباره اين موضوع مطرح شده شايد نگاهى ديگر به آن و نشان دادن بى تاثير بودن كاهش چند صفر از روى اسكناس ها بر تورم خالى از فايده نباشد.


1- شايد طرح اين پرسش عجيب به نظر برسد كه چرا تورم برا ى مردم يك جامعه خوشايند نيست؟ ممكن است به اين سوال اين گونه پاسخ داده شود كه هيچكس از افزايش قيمت ها خشنود نمى شود. هيچكس از اينكه هزينه هاى او افزايش يابند راضى نيست. اما باز مى توان پرسيد به كدام دليل افزايش هزينه هاى هر فرد براى او خوشايند نيست. براى رفع ابهام از اين پرسش هاى ظاهرا بى معنى، بگذاريد موضوع را كمى بشكافيم.


2- اصولا خشنودى يا ناخشنودى احساسى است كه در پى مقايسه دو پديده يا دو موقعيت در فرد ايجاد مى شود. عدم رضايت از تورم نيز به سبب مقايسه وضعيت حال هر فرد با وضعيت او در گذشته رخ مى دهد. اما در اين مقايسه نبايد تنها به تغيير قيمت ها توجه داشت. عامل ديگرى هم براى عدم رضايتمندى وجود دارد.


3- انسان ها بخشى از درآمد خود را مصرف و باقيمانده را پس انداز مى كنند. گاه مصرف آنچنان بالا است كه سهمى براى پس انداز باقى نمى گذارد و گاه حتى فرد مجبور مى شود بخشى از پس انداز هاى آتى خود را نيز به مصرف حال برساند(كارى كه با گرفتن وام انجام مى دهيم). به زبان رياضى بسيار ساده مى توان نوشت: پس انداز + مصرف = درآمد


4- فردى را در نظر بگيريد كه در شرايط يك اقتصاد غير تورمى ۸۰ درصد از درآمد خود را مصرف كرده و ۲۰ درصد باقيمانده را پس انداز مى كند. حال در اثر تورم و افزايش قيمت ها اين فرد ناچار مى شود كه يا براى ادامه همان نحوه زندگى ۹۰درصد از درآمدش را مصرف كند كه تنها ۱۰درصد براى پس انداز باقى مى ماند و يا بازهم ۲۰درصد آن را پس انداز كند اما از مصرف خود كم كند يا الگوى مصرف خود را تغيير دهد. در هر دوى اين حالت ها مقايسه اين وضعيت با وضعيت گذشته در اين فرد احساس عدم رضايت به وجود مى آورد.


5- حالا فرض كنيد كه اين فرد كه
۹۰درصد درآمد خود را مصرف كرده و ۱۰ درصد آن را پس انداز مى كند و تمام كسانى كه با او در اين محيط اقتصادى زندگى مى كنند يك روز صبح از خواب بيدار شوند و ببينند كه جلوى تمام اعداد اسكناس هايى كه در جيب خودشان دارند، موجودى حساب بانكى، اسناد بهادار، حقوق و دستمزد و خلاصه تمام ثروت آنها دو صفر اضافه شده است. به عبارت ديگر ناگهان درآمد و دارايى آنها ۱۰۰ برابر شده است. البته همه خوشحال مى شوند اما زمانى  كه مى فهمند اين اتفاق براى ديگران هم افتاده يعنى ارزش كالاهايى كه در فروشگاه ها است و بخشى از دارايى فروشندگان است و حقوق و دستمزد ساير افراد كه بقيه بايد آن را به عنوان هزينه خود بپردازند هم ۱۰۰ برابر شده اين خوشحالى از بين مى رود.


علت آن هم ساده است. مقايسه بين وضع آن روز صبح هر يك از اين افراد با شب گذشته هيچ تغييرى را نشان نمى دهد يا بهتر است بگوييم هيچ تغيير نسبى را نشان نمى دهد. فرد موضوع مثال ما هنوز هم
۹۰ درصد از درآمدش را به مصرف مى رساند و ۱۰ درصد آن را پس انداز مى كند بدون اينكه در وضعيت و كيفيت زندگى او تغييرى حاصل شده باشد.


6- مى توان به حالتى كاملا برخلاف اين هم فكر كرد كه در آن صبح به جاى اينكه دو صفر در جلوى اسكناس ها گذاشته شود دو صفر برداشته شود. خواننده به راحتى مى تواند نتيجه را پيش بينى كند؛ كه براى افراد جامعه هيچ تفاوتى با وضعيت فرضى قبلى ندارد.


7- تفاوتى كه بين مثال بند
۴ با دو مثال بعدى داشت آن بود كه در اولى تنها هزينه ها افزايش يافتند بدون اينكه درآمد هم افزايش يابد اما در دو حالت بعدى هم درآمد و هم هزينه ها همه به يك نسبت افزايش يا كاهش پيدا كردند.


حال مى توان به پرسش اوليه اين نوشتار برگشت و ديد كه چرا تورم ناخوشايند است. تورم به معنى افزايش سطح عمومى قيمت ها است و نه افزايش توامان قيمت ها و درآمدها.


منبع: ايلنا

 در همین زمینه بخوانید...
 نظرات کاربران:
  • •  مجيد: به نكات فوق بايد اين چند نكته رو هم اضافه كرد: 1- در ظاهر درامد و هزينه به يك نرخ تغيير ميكنند، اما در اصل نه، مثلا وقتي قيمت يك كالايي بين يك ريال تا 1000 ريال باشد، با توجه به تقسيم بر 1000 شدن اين اعداد نرخ صفر يا 1 رو بايد به دست بدهد كه صفر عملا بي معنا است، پس با يك افزايش تورمي جهشي براي كالاهاي با نرخ زير يك هزار ريال مواجه خواهيم بود 2- همين ديد براي قيمت كالاهايي در فواصل قيمتي 1001 تا 2000، 2001 تا 3000 و بالاتر وجود خواهد داشت ، به عبارت ديگر همه كالاها مشمول تورمي جهشي در قيمت خودشون ميشن كه اين تورم جهشي براي خواننده اي كه با آمار وزني آشنا باشد به سهولت قابل محاسبه خواهد بود. 3- بدبختانه نرخ دست مزد تنها در رقم زير 1000 ريال آن ، انهم در صورت تصويب توسط دولت ميتواند افزايش يابد. نتيجه گيري، بر خلاف نظر نويسنده محترم اين مقاله، كسر سه صفر از سمت راست پول ملي، باعث تورمي جهشي در قيمت ها و هزينه ها خواهد گرديد.
     
نام:
ایمیل:
نظر:
سامسونگدنیا کالاموسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانیجشنواره وبلاگ های بانکی ایراناداره بهزیستی آران وبیدگل
كليه حقوق محفوظ و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي و توليد: "تلان"